باعرض شرمندگی برای غیبتم در این چند مدت از الان سعی میکنم باشم ومطالبی را برایتان ارائه دهم باتشکر از انتقادات وپیشنهادات شما 
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 18:47  توسط خودم
|
فاطمه فاطمه است

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 9:50  توسط خودم
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 9:28  توسط خودم
|
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
من هرگز نمی نالم...قرنها
نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم....
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
عمیقترین
و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است.... و تنهایی نیز زاییده عشق است... تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد .... کسی
در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته
باشد تنها نیست! برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند... و بعد
احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛ در انبوه جمعیت نیز تنهاست ......
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 10:55  توسط خودم
|
در این زمونه سخت. کسی به فکر کسی نیست دلا گرفته است گهگاهی سری به رایانه گاهی پرسه ای در شهر گاهی شعری موسیقی و گاهی بی خیالی شده زندگی جوانان وطن واز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
تا آمدن با تو خدا حافظی کنم
بغض امان نداد و خدا... در گلو شکست
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 10:49  توسط خودم
|
در نمایشگاهی که غرفه ها با سیاست باز وبسته می شوند ایا متوان گفت نمایشگاه خوب است دیدار ..........
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 10:8  توسط خودم
|
آفتاب: موسی قربانی نماینده قائنات در واکنش
به سئوال یک خبرنگار که از وضعیت رسیدگی به پرونده کهریزک جویا شد و در
خصوص اتفاقات آن واژه "جنایت" را به کار برد، واکنش تند و ناپسندی انجام
داد و وی را نیز تهدید کرد.
خبرنگاری درحاشیه برگزاری جلسه علنی
روز چهارشنبه ازقربانی پرسید رسیدگی به پرونده کهریزک به کجا رسیده است که
قربانی درپاسخ به وی گفت: این موضوع دیگر تمام شده است.
خبرنگار
مجددا پرسید با توجه به جنایات انجام گرفته درکهریزک قوه قضائیه چرا پرونده
را پیگیری نمیکند؟ این سئوال خبرنگار موجب برآشفتن قربانی شد و وی با
فریاد خطاب به خبرنگار گفت: شما غلط کرده ای و ... قربانی پس ازدور شدن خبرنگار از وی نام او را ازسایر خبرنگاران جویا شد و
سپس با صدای بلند گفت: اسمت را به حراست میدهم تا گوشت را گرفته و از مجلس
بیرون کنند!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 9:52  توسط خودم
|
خسته ام از این روزگار دلم گرفته چند وقتی است زمانه ناسزگار شده تو کوچه و خیابون نمیشه در مورد هیچ چیزی بحث کرد خفقان زیاد شده مثل اوایل انقلاب اس ام اس ها رو چک میکنند تلفنها شنود میشه اگه تو پیام کوتاه بنویسی سبز نمی فرسته
بیاد سخن شریعتی از کتاب نیایش
خدایا مرا از فاجعه پلید"مصلحت پرستی " که چون همه گیر شده .وقاحتش از یاد رفته وبیماری شده واز فرط عمومیتش.هرکه از ان سالم مانده. بیمار مینماید مصون بدارتا: به "رعایت مصلحت " حقیقت را ذبح شرعی نکنیم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 10:32  توسط خودم
|
در کشوری که غرفه یکی از شهیدان بزرگ انقلاب به خاطر برخی افراد بر پا نمی شود دیگر ما چه باید بکنیم وچه بر سر ما خواهد امد خدا می داند
غرفه شهید بهشتی را تعطیل کردند
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:52  توسط خودم
|
این شعر را مرحوم قیصر امین پور در سالگرد درگذشت دکتر
شریعتی در خرداد ۱۳۶۹ سروده است. روحش شاد.
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط
ناگذیر
آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای
هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح سوره
سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل
شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو
در همین مسیر
از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور
دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با
خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:38  توسط خودم
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 13:10  توسط خودم
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 13:10  توسط خودم
|
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات
است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم
، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
(
دکتر علی شریعتی )
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:41  توسط خودم
|
در فروردين سال 1312 شمسي،
كه امام عازم سفر حج بودن:
تصدقت شوم؛ الهي قربانت
بروم؛ در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آیينه قلبم
منقوش
است.
عزيزم؛
اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. (حال(من با هر شدتي باشد ميگذرد؛
ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمده، خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي
شهر و دريا، خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين
منظره عالي به دل بچسبد.
در هر
حال، امشب، شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف، يك كشتي فردا حركت مي کند، ولي ما كه قدري دير رسيديم، بايد
منتظر كشتي ديگر باشيم. عجالتا تكليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم،
كه
همه حجاج
را موفق كند به اتمام عمل. از اين حيث قدري نگران هستم، ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت. بلكه
مزاجم بحمدالله مستقيمتر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است، جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت [سيدمصطفي] قدري تنگ شده
است. اميد است كه هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي
متعال
باشند،....
ايام عمر
و عزت مستدام. تصدقت.
قربانت؛
روحالله
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 11:55  توسط خودم
|
-2وقتی که دیگر
نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
دکتر علی شریعتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 11:28  توسط خودم
|
رسول اكرم(ص):
إن أولي الناس بالله و برسوله من بدا بالسلام؛
نزديكترين مردم به خدا و رسول او كسي است كه آغازگر سلام باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 11:2  توسط خودم
|